یک دوش آب داغ
جدیدترین متد من برای آرام کردن اعصاب شوریدام.
موسیقی گوش میکنم: Beethoven-Moonlight sonata, first movement
دستان جادوی Horowits بر پیانو
چه می کنند با روح خسته ام!
غم
نت می شود
بر تار و پود جانم به رقص می آید!!
روحم هوس عشق بازی با باران کرده است...
موسیقی گوش میکنم:Vivaldi- four seasons ,winter
گوش های کرم رام میشوند به آوای ویولن!!
جای بخیه های پارسال
روی زانویم درد دارند.
جای بخیه های پنج سال پیش
بر پشتم درد دارند.
جای بخیه های شش سال پیش
در گلویم درد دارند.
ولی راستش را بخواهی
جای خنجر های امروز ظهر
که آمدند -بی دعوت-
بر قلبم ماندند,
داغی شدند سرکش
تا آنجا که تاول می زند روحم,
بیشتر از همه درد دارد,
آنقدر که می خواهم دیوانه شوم این درد را!
آخر شما را به خدا
مرهمی, دوایی, طبیبی!
لااقل
بگویید
مرگ برسد از سویی
تا مگر سردی خاک چاره کند این داغ بر دل نشسته را!
اشکهایم از بس خشکیده است,
چشمهایم کور شده اند!
اینجا سکوتی
می تراشد روحم را!
می خراشد قلبم را!
مغرم پر شده است از لاطائلاط....
پس کجاست
پایان این کابوس سیاه؟!
آیا
هیچکس نیست در وادی مردگان
که بیدار کندم از این پریشانی؟
که رها کندم از این کابوس؟
موسیقی گوش میکنم: Beethoven-Moonlight sonata, second movement
....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
!امشب در نماز هرچه گشتم, چیزی برای گفتن به خدا پیدا نکردم.
.بی دعا جانمازم جمع شد